اندر فضیلت گوزیدن
صاحبدلی را در مجلس دوستان بادی مخالف در
شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط نداشت و از او صادر شد. دوستان وی
را عتاب کردند که کار تو خلاف راه صواب بود و نقص رای
اولوالباب و وی را از خویش براندند. صاحبدل در نهایت آزردگی
ترک محضر گفت و در دل دوستان را دشنام همی داد و در نا امیدی
به رایانه خویش پناه برد و کتیبه ای به سایت سینه تحریر کرد که
ای محرم سینه مرا مصیبتی پیش آمده و ندانم چگونه نزد مردمان سر
برآرم:
گرم دست گیری بجایی رسم و گر
بفکنی برنگیرد کسم
با دوستان بگو که منکری که حادث شد از
اختیار خارج بود و بر من بزهی نباشد. ایشان را بگو که تیز دادن
در طبیعت آدمیان است و ایشان را با ماهیت گوز آشنا فرما، باشد
که گوزدادگان را نیازارند.
صاحب سینه نیز بعد از تامل این معنی، به
عادت مالوف سفری به عالم مجازی ساز کرد و نظر بزرگان پرسید و
مقاله زیر را به رسم تحفه تصنیف نمود. باشد که پسند افتد. گر
تو را رغبتی بر خواندن بقیت این مطلب باشد، با موشواره خویش
ضربتی بر
این دنبالک بنواز تا با تو
از فضایل و ماهیت گوز بگویم.
 |